هشت ماهگی

خوشبختی من در بودن باتو است و روز تولد تو تقدیر خوشبختی من است
وجود تو تنها هدیه گران بهایی بود که خداوند من را لایق آن دانست
.
.
.
امروز هشت ماهگي تو فرشته تموم شد و وارد ماه نه شدي
و من هروز بیش از پیش به این حقیقت پی میبرم
که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی
.
.
هشت ماهگیت مبارک پسرم
شما به علت بیماری که ماه گذشته داشتی اضافه وزن که هیچی کمبود وزن هم داشتی در پایان هشت ماهگی وزن ٧٥٠٠ قد ٥/٦٩ و دور سر ٤٤ بودی
امیدوارم اونقدر سلامت و خوب باشی که ماه دیگه جبران این ماهم کرده باشی
تقریبا نیم خیز کامل میشی که خودت بشینی ولی اگر هم با کمک بشینی اصلا نه می افتی نه دیگه خم میشی و مدتها همه بازیهات و به حالت نشسته میکنی
سینه خیز می ری ولی نشستن و بیشتر دوست داری یا غلت زدن و با سرعت
یک دندون داری و دندون دیگه ات هم در حال بیرون زدنه
اشتهات خدا رو شکر بهتر شده فکر میکنم دیگه خوب شده باشی
غذا سوپ و آش همه مدل میخوری - عدسی - خوراک لوبیا و مرغ - عدس پلو - هویج پلو - شله زرد - شیر برنج - انواع دسرها با بیسگوئیت مادرو موز و خرما - شیر موز - و میوه هم تقریبا هر چی که برات مجاز باشه میخوری - سرلاک گندم و میوه خیلی دوست داری و روزی دو بار میخوری
عاشق آب جوشیده خنک هستی ...با لیوان هم میتونی آب بخوری
همه رو به خوبی می شناسی
حالت چهار دست و پا رفتن می گیری کمی جلو و کمی عقب میری و خیلی زود چپه میشی و دستت میمونه زیرت و با سر می ری توی فرش
دیگه مهد کودک اسمتو ننوشتیم و فعلا با همکاری اقوام نگهداری میشی عزیزم ... به هیچ عنوان
نمی تونم بزارمت مهد وقتی یاد بیمارستان و سرم های توی دستت می افتم جیگرم ریش میشه برات پسرم امیدوارم دیگه هیچوقت اون روزها برات تکرار نشه ..
در حال حاضر پیش دختر عموی مامان هستی ولی فکر کنم به زودی مامانی بابا حسین یعنی مامان پروانه و بابا عباس نگهداری از تو گل پسر و به عهده بگیرند
تنها نگرانی این ماه من و بابا این بود که این بیماری که گرفتی هم از لحاظ بدنی هم رشدی و حرکتی کلی شما رو عقب انداخت از خدا میخوام پشت و پناهت باشه و به ما هم توان بده که بتونیم حسابی بهت برسیم و جبران کنی عزیزه دلم..
می دونم که تو هدیه خداوندی و همیشه بهترینی...
فقط یک کلمه بهت بگم ::
دیوونتم 


هشت ماهگی
